.
شنبه 2 خرداد 1405.
امروز
May 23 2026.
برابراست با

 

خطا
  • Kunena COM_KUNENA_INTERNAL_ERROR_CONFIG
 

زندگی نامه و مشخصات شهید حمزه عالمی

حمزه عالمی
انقلاب اسلامی 1357/11/8
1337/4/12 تهران-میدان انقلاب
تهران تظاهرات
تصویر شهید حمزه عالمی

زندگی نامه حمزه عالمی

شهید حمزه ­علی عالمی، فرزند باباعلی، در سال ۱۳۳۷/۰۴/۱۲ در خانواده­ای مذهبی و متدین در تهران چشم به جهان گشود.

دوران ابتدایی و راهنمایی را در مدرسه نصرت امیرآباد شمالی تهران گذراند و دورۀ دبیرستان را نیز در شهر قدس به پایان رساند. دوم دبیرستان بود که در تظاهرات­های مردمی و دانشجویان شرکت می­کرد.

هر روز به دانشگاه تهران می‌رفت و شب با کوله‌باری از شعارهای مردم و تعریف‌های انرژی‌زا در مبارزه با طاغوت به خانه می‌آمد. شعارها را برای خانواده می‌خواند و می‌گفت: «همین روزهاست که ظلم و ستم از پا درآید و مردم ایران به آزادی و استقلال و جمهوری اسلامی برسند.»

می‌گفت: «هیچ ظلمی پایدار نیست. اگر شمع کوچک را در زیر یک ظرف بگذارید و صبر داشته باشید بالاخره جوش می‌آید. ظلم هیچ پادشاه ظالمی بی‌جواب نمی‌ماند.»

از دور و نزدیک، دوست و آشنا به او می­گفتند و توبیخ و نصیحت که دنبال مسائل سیاسی نرود؛ اما نه! باز هم به تلاش‌هایش درکنار دیگر مردم بیداردل ادامه می‌داد تا کم‌کم مبارزه علیه رژیم ستم‌شاهی بالا گرفت. روز و شب دست‌‌های گره‌‌کرده‌اش در برابر ظلم بالا می‌رفت و خواهان استقلال و آزادی و جمهوری اسلامی بود.

بیست‌ سال داشت؛ اما فکر و عملش فراتر از این حرف‌ها بود. دستِ افتادگان را می‌گرفت. 

برای ورود امام‌ خمینی(ره) به ایران نذر کرده بود گوسفند قربانی کند. با شنیدن این خبر درحالی‌که پیروزی انقلاب به اوج رسیده بود، سر از پا نمی‌شناخت. خوشحال بود و شادمان. خانواده نیز همپای او شده بود.

در یکی از روزها که با حس‌‌وحالی وصف‌ناشدنی از خانه بیرون می‌رفت، به‌ ‌گواهی مادر احساس می‌شد که برنگردد. مادر او را به خدا سپرده بود. واقعاً هم همین شد. رفت به میدان انقلاب؛ هشتم بهمن‌‌ماه سال هزاروسیصدوپنجاه‌وهفت. بوی دود بود و باروت و شعله‌های آتش. صدای گلوله و فریاد جوانان شیردلی که برضد طاغوت شعار می‌دادند و با اصابت گلولۀ خودفروختگان و مأموران پهلوی به خاک می‌افتادند در فضا می‌‌پیچید.

در بین این‌‌همه شور و ایمان و ندای حق‌طلبی، حمزه‌علی با شلیک گلوله‌ای به زمین افتاد. هنوز آجری به دست داشت تا به سمت مأموران پهلوی پرتاب کند.

پیکر پاکش بعد از تحویل به خانواده در گلزار بهشت فاطمه (س) قلعه حسن خان (شهرقدس کنونی) به خاک سپرده‌ ‌شد؛ اما یادش همیشه در تاریخ زنده و جاوید است.

  “راهش جاوید باد”

آلبوم عکس شهدای شهرقدس آلبوم تصاویر شهید حمزه عالمی+فیلم(لطفا کلیک نمایید)

عکس های زیبا و کمیابی از تظاهرات مردم قلعه حسن خان در سال 1357 (لطفا اینجا کلیک نمایید)

تصاویر به یاد ماندنی از تشییع پیکر مطهر شهدای شهرقدس( در دهه 60 قلعه حسن خان سابق) لطفا اینجا کلیک نمایید.

وصیت نامه حمزه عالمی
وصیتنامه ندارد اما
عباسعلی عالمی(برادر شهید)میگوید:
از ابتدا در فعالیت های انقلابی حضور داشت در پخش اعلامیه حضرت امام و شعار نویسی که در اوایل انقلاب مرسوم بود فعال بود
یک بار بخاطر فعالیت های انقلابی تحت تعقیب ساواک قرار گرفت که مجبور شد به همراه یکی از دوستانش(محمد حسین حسینی) به بندرعباس عزیمت (فرار)کند
اما توسط ساواک بازداشت 
دست و پایش را به هم بستند و ۲۴ ساعت از سقف آویزانش کردند
بعد از ۲۴ ساعت با تعهد کتبی پدرم ، آزاد شد.
 
خاطرات سرکار خانم لیلا عالمی(دختر عمو وهمسر برادر شهید حمزه عالمی):
من و شهیدتقریبا همسن وسال بودیم و به اتفاق پدر ومادر همسرم که عمو وزن عمویم هم بودنددر یک ساختمان زندگی می‌کردیم.
فردی خندان وشوخ طبع بود.
خود را سرباز امام خمینی می دانست و گفت اگر امام به ایران بیاید یک گوسفند قربانی می‌کنم. اتفاقات و کارهایش راکمتر به ما می‌گفت
اهل کمک به مردم بود هیچوقت لباس نو نمی‌پوشید اگر هدیه‌ای دریافت میکرد  انرا به دیگران میبخشید
آزاد و رها بود به هیچ چیز و هیچ کس دل نمی بست با همه ما فرق داشت اولین قرانی که هدیه گرفتم عید نوروز بود گفت ۷سین چی کم داری/؟ گفتم: قرآن
۲۰ دقیقه نشد رفت قران را آورد گفتم پولش؟ گفت هدیه است. هنوز هم دارمش و هر سال برایش ختم قران میگیرم
اهل کار بود در کنار تحصیل ،کارگری هم می کرد پولش را به من میداد تا برایش نگه دارم سپس میگرفت و به فقرا می داد 
می گفتم چرا به پدر ومادر نمی دهی می گفت ممکن است فکر کنند مال خودشان است و ... 
شهید در همان ایام همه‌ی جمعه‌ها (حدود۴ صبح)در دعای ندبه مهدیه تهران با حضور مرحوم کافی شرکت می‌کردوتا زمان شهادتش هم این کار ترک نشدبه من می گفت از تهران برای صبحانه تان حلیم می‌آورم 
شب قبل از شهادت موهای سرش را کوتاه کرد گفت من سرباز امام خمینی هستم حمام رفت غسل کرد
صبحی که داشت به تظاهرات تهران عزیمت می کرد من مشغول جارو کردن حیاط بودم
پدر ومادرشان خانه نبودند.
رو کرد به من و گفت ؛زنداداش اگر مرا ندیدید حلال کنید گفتم چرا میری؟ گفت میرم تا بچه محبوبه(برادرزاده) بهتر زندگی کنه وخداحافظی کرد و رفت چون ادم شوخ طبعی بود به حرفش چندان اهمیت ندادم و آنرا جدی نگرفتم
شب به خانه برنگشت ما شروع به جستجو کردیم بیمارستانها،دوستان و.....
گفتند مجروحان تظاهرات را به بیمارستان هزارتخت خوابی (امام خمینی فعلی)برده اند.
اسامی مجروحان را جلوی درب بیمارستان زده بودند وفقط به خانواده آنان اجازه ورود می‌دادند.
نیروهای ارتش اجازه ورود به بیمارستان را نمی دادند
اسم ایشان در بین مجروحان این بیمارستان نبود.
۳ روز بعد در پزشکی قانونی او را یافتیم در حالیکه برگه‌ای روی سینه‌اش نصب شده بود که روی آن نوشته شده بود "گمنام"
بعد از پیگیری متوجه شدیم درمحدوده دانشگاه تهران تیر خورده ومجروح شده بود و به بیمارستان امام خمینی(فعلی) منتقل شده بود اما چون مدارکی به همراه نداشت وتیر به سرش اصابت کرده بودو بیهوش بود لذا اسمش را در لیست مجروحان بیمارستان اعلام نکرده بودند.
گفته میشود(ارتش) ساواک به بیمارستان حمله کرده و مجر‌حان را کشته است.
۱۲ بهمن همزمان با ورود امام خمینی به ایران نذر حمزه(شهید)را ادا کردیم و گوسفندی را قربانی کردیم
تا مدتها مردم می امدند کمک،یاری و سر سلامتی میدا دند
شبی در عالم خواب شهید به من گفت فردا دونفراز طرف مدرسه می آیند از من سوالاتی از شما می‌کنند شما هر چند می دانید صادقانه وحقیقت را به انها بگویید
فردای آن روز دو نفر آمدند وکاغذی در دستشان بود سوالاتی پرسیدند و رفتند.
پس از رفتنشان یادم امد که دیشب در عالم خواب شهید خبر امدن این دو نفر را داده بود
زمانی در ملارد ساکن بودیم تصمیم گرفتیم به شهر قدس بیاییم پرس و جو کردیم که شهرقدس مدرسه استثنایی دارد یاخیر ؟(حسب نیاز فرزندان).
گفتند نزدیک مدرسه شهید عالمی است. صبح خودم برای یافتن مدرسه به شهر قدس امدم خیابان شهید عالمی واطراف مدرسه شهید عالمی را گشتم اما مدرسه استثنایی را نیافتم به منزل برگشتم وبه همسرم گفتم شهرقدس مدرسه استثنایی ندارد
شب حمزه به خوابم امد و گفت زن‌داداش اگر صد متر جلوتر میرفتی مدرسه استثنایی را میدیدی
فردا مجددا به شهر قدس رفتم همان مسیری که شهید ادرسش را داده بود و دیدم مدرسه استثنایی قدس آنجا ست و پس از آن دوباره در شهر قدس ساکن شدیم
الان هر کاری وهر گره‌ای به کارم میافتد می‌روم سر مزار شهیدو از او حاجتم را می گیرم تا حالا هر چه خواستم به من داد
یک روز دخترم گفت میخوام برای سالگرد عمو ، عدس‌پلو بپزم گفتم، اگر گفتی باید بپزی نباید چشم انتظارش بگذاری
۳ شب مانده بود به سالگرد شهادتش ، دوباره خوابش را دیدم که به منزل ما امده در همان جلوی در ، دو زانو نشست گفت چی می‌خواستی به من بدی؟ بده من برم
  
شهید همراه ما هست از مسائل زندگی مان خبر دارد در همه ابعاد زندگی مان حضور دارد ما حاجت هایی از او گرفتیم که قابل بیان نیست
 
برادر دیگرشان هم آدم خیری بود به همه کمک می کرد یکبار در جاده دید کسی نیاز به کمک دارد ایستاد که به او کمک کند تصادف کرد واز دنیا رفت
 

عکس های زیبا و کمیابی از تظاهرات مردم قلعه حسن خان در سال 1357 (لطفا اینجا کلیک نمایید)

تصاویر به یاد ماندنی از تشییع پیکر مطهر شهدای شهرقدس( در دهه 60 قلعه حسن خان سابق) لطفا اینجا کلیک نمایید.

 

شهدای همنام و مشابه با شهید حمزه عالمی


با افتخار تقدیم می نمایم به شهدای پرافتخارشهرقدس بخصوص برادر عزیزم مجید کولانی

از عملکرد کدام اداره شهرقدس بیشترین رضایت را دارید؟

آموزش و پرورش شهرقدس - 17.5%
خدمات شهرداری شهرقدس - 6.7%
سازمان فرهنگی و ورزشی شهرداری شهرقدس - 3.8%
تامین اجتماعی شهرقدس - 2%
اداره بهداشت شهرقدس - 3.3%
اداره گاز شهرقدس - 5.3%
اداره برق شهر قدس - 4.5%
آبفای شهرقدس - 3.2%
هیچکدام - 42.7%

Total votes: 599

معرفی شهدای شهرقدس

ghodsi 17.jpg

آمار بازدید از سایت

1387494
امروز
دیروز
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
4947
2234
17910
11404
1387494

آی‌پی شما: 216.73.217.47
امروز: شنبه، 02 خرداد 1405 - ساعت: 22:03:38
logo-samandehi