زندگی نامه و مشخصات شهید نقی خانلو
شهيد نقي خانلو فرزند علي به سال 1339 در يكي از روستاهاي شهرستان زنجان به دنيا آمد .
ايشان پس از گذراندن دوران كودكي وارد دبستان شدند و توانستند تا سال سوم چهارم ابتدايي به تحصيل خود ادامه دهند و بعد از آن تحصيل را رها كرده و در همان شهرستن مشغول به كار كشاورزي همراه با پدرش شد . مدتي كشاورزي مي كرد و نيمه دوم سال را به تهران مي آمد ومشغول به كارهاي بنايي مي شد بعد از آن به علت اين كه چشم چپش ناراحتي داشت از خدمت سربازي معاف شد و در سن بيست و يك سالگي در همان شهرستان ازدواج نمودند و دو ماه بعد از ازدواج به شهر قدس مي آيند و حدود دو سال در همان جا مي مانند بعد از آن مجدداْ براي مدت دو سال به شهرستان باز مي گردند و سرزمين مشغول به كار كشاورزي مي شوندقرار بود بعد از دو سال باز هم به شهر قدس بيايند ولي از همان جا به جبهه اعزام مي شود . ايشان درتاريخ 19 بهمن به جبهه اعزام مي شود و در 21 اسفند همان سال پيكر پاكش به شهرستان مي آورند . ايشان سال 62 ازدواج مي كنند حدود دو سال و چهار يا هشت ماه زندگي مشترك دارند . بعد از آن به جبهه اعزام مي شوند و حدود چهار ماه در كردستان فعاليت مي كنند و 4 ماه در اهواز و بار ديگر 3 يا4 ماه در سوسنگرد اهواز در منطقه فاو فعاليت مي كنند كه بعد از آن در سن بيست و هفت سالگي بعد از حدود دو سال رشادت و فداكاري به ديدار محبوب مي شتابد.
خاطره ای به نقل از خانواده شهید:
يك بار كه مي خواست برود به جبهه خانواده از رفتن ايشان ممانعت مي كردند و ايشان رفتند ولي از ماشين جا ماندند و غروب همان روز به خانه آمدند و يك شب خواب ديدند كه ايشان را اسير كردند و دست هايشان را بسته اند و دو نفري كه او را دست گير كرده اند به زبان عربي صحبت مي كنند كه شهيد در خواب حرف هاي آن دو را متوجه مي شود چشمانش را كه با پارچه بسته بودند يك باره باز مي كند و مي بيند بين دو كوه قرار دارد و يك آقا شال بسته بود و به آن دو نفر گفت كه اين اسير نيست و شهيد است و او را به داخل كوه راه دارند و داخل آن ميوه ها و خرما بود و در كنار ساير شهيدان زمان امام حسين قرار دارد و اين خواب را وقتي براي ما تعريف كرد ما همه متحول شديم و ديگر جلو رفتن به جبهه او را نگرفتيم .
شهدای همنام و مشابه با شهید نقی خانلو